اللهم عجل الولیک الفرج 

استاد شهید مرتضی مطهری
حمایت می کنیم

 

خورشید شیعه

 

شهید مطهری
[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 18:21 ] [ موسوی ]

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتاری که در پیش روی دارید معرفی بسیار کوتاه و اجمالی از گروهی است که به شهادت رساندن فرزندانی از اسلام ، همچون شهید بزرگوار مطهری را انجام داده است.
البته مقصود نگارنده نقد فکری و علل انحرافات و … این گروه نبوده و حتی در بسیاری از موارد از ذکر جوابهایی که به ذهن نویسنده رسیده خودداری شده و به ذکر نقل قول از خود گروه اکتفا شده است. بلکه غرض آن بوده تا شروعی باشد که صاحبنظران در این امر به نقد این گروهک و بلکه تمامی گروههایی که چه از ناحیه شرق یا غرب تغذیه شده و می شوند بپردازند.
گروههایی که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به مخالفت زده و احیانا در مقابل آن ایستادند. نظامی که رهرو شخصیتی است که درطول خلافتش در راه پیاده کردن عدالت با انواع دسیسه ها و توطئه ها و … روبرو بود و در نهایت توسط همین قشر ترور شد و به شهادت رسید.
همچنانکه با شهادت حضرت علی (ع) نتوانستند راه آنحضرت را سد نمایند، اینان نیز نخواهند توانست با این توطئه ها مانع رشد و تکامل این انقلاب اینان نیز نخواهد توانست با این توطئه ها مانع رشد و تکامل این انقلاب شوند، بلکه این شهادت هاست که نهال انقلاب را بارورتر نموده و باعث شکوفایی هر چه بیشتر آن می گردد.
بهر حال امید است این انتقلاب زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) گشته و با ظهور آنحضرت به دست صاحب اصلی آن برسد ان شاء الله.
از جنایات این گروه از جمله به شهادت رساندن استاد مطهری بوده است شهیدی که امام خمینی (ره) در شهادتش به سوگ نشست و او را حاصل عمر خویش خواند اگر ضابطه عظمت و اهمیت یک گروه و سازمان به تشکیلات و سازماندهی آن تعداد اعضا و هواداران و شخصیتهای اصلیآن گروه باشد پرداختن به گروه فرقان و صرف وقت برای نوشتن یا مطالعه کردن پیرامون آن امری بیهوده است.
فرقان با چنین ضوابطی به راستی گروهک است و اگر عمق فجایع و جنایاتی که آفریده است زیاد نبود بهتر آن بود که به مصداق آیه کریمه قرآن می فرماید و اذا مروا باللغو مرول و کراما، در کمال کرامت نفسانی رهایش کنیم و بگذاریم که این باطل نیز با فراموش شدنش بمیرد.
تاریخچه
فرقان گروهی بودند که حداکثر اعضا و افرادش عددی بین ۵۰ الی ۶۰ نفر بودند رهبر گروه (که در اوج فعالیتهایش ۲۰ ساله بود) اعضاء گروه خود را در طول سه چهارسال از میان دوسه دروه جلسه قرائت و باصطلاح تفسیر قرآن ، در تهران انتخاب نمود. اومطالبی را که در این جلسات تدریس می کرد جمع آوری ، تدوین و تکثیر کرد، و این سالها را سالهای تدوین ایدئولوژی نامید.
رهبر گروه بود به نام اکبر گودرزی که قریب سه الی چهارسال ، دروس مقدمات و قسمتی از سطح را در حوزه های علمیه خوانسار، قم و تهران فراگرفته بود وی قبل ازت حصیل در حوزه مدتی در مزرعه پدرش کشاورزی کرده بود و در مدارس فرهنگی نیز تا کلاس سوم متوسطه و تا اوائل رسائل، خوانده بود و آنچنانکه خودش اظهار می داشت منطق مظفر را نیز درس گرفته بود ، لیکن فلسفه و علومی دیگر نظیر معانی بیان را نخوانده بود.
دوره تدوین ایدئولوژی گروه فرقان کلا در زمان طاغوت بوده است و پس از پیروزی انقلاب دست به تررو زدند و باصطلاح خودشان دست به عمل از این نظر که زمان تکوین گروه در زمان طاغوت بود به عنوان یک گروه ضد رژیم شاه جلوه کرده بود و در آن زمان قسمتی از اطلاعیه ها و کتب تفسیر خود را منتشر شاخت. رهبر گروه فرقان این نشریات را ایدئولوژی مدون معرفی کرد.گروه فرقان اعلام می دارد و اظهار می کند که محتوای آنها را از دروسی که در حوزه علمیه خوانده اخذ و اقتباس ننموده است ، بلکه جلساتی را که از سن این گروه را تیجه داد و آن را تا مرحله ثمر دهی و اقدام به قیام مسلحانه سوق داد.و معتقد است کلیه عملکردها و عقاید مدون و باصطلاح منسجم سازمان نیز نتیجه مستقیم تدوین ایدئولوژی همان است که در جلسات مذکور تحقق یافته بود.
سازمان در یک جلسه چهارنفری ترروها را تصویب می کردند (البته گاهی هم پنج یا شش نفری بودند)
از آنجایی که سازمان به آنصورت دارای تشکیلات نبود و اعضای آن نیز وظایف کاملا مشخص را نداشتند لذا در پنجمین جلسات چهار ، پنچنفره مسائل روز را تحلیل می کردند و افرادی را که باید بعنوان اشخاص و افراد ضد خلق و به اتهام همکاری با جمهوری اسلامی که معتقد بودند صد توحیدی است ترور شوند مشخص می کردند. اگرچه حقارت و پستی که این گروه دارد ارزشی ندارد که انسان به تحقیق و بررسی پیرامون آن پردازد اما در برابر این حقارت ها ، در بدو نظر انسان را به گذشتن از آن فرا می خواند امام عمق جنایات این گروه و شدت ضربات هولناکی که به اسلام زدند همچون ترور شهید مطهری، مفتح و … و مهمتر از آن تاویل و توجیه و تفسیر به رای آیات قران کریم و روایات و نهج البلاغه ما را به مطالعه و تحقیق (هر چند گذرا) وادار می سازد.
سازمانی که هر چند زمان تکوینش در رژیم طاغوت بود و به عنوان یک گروه ضد رژیم معرفی شده بود. در همان سال ۵۷ سه عنصر اصلی حاکم بر سرنوشت ملت ایران را رژیم پهلوی روحانیت و کمونست ها میدانست و از روحانیت به عنوان روحانیت حاکم و رهبران توده ناآگاه و مردم عقب مانده نام می برد و رهبری اقشار تحصیلکرده را با چپی ها می دانست و معتقد بود اگر رژیم طاغوت سرنگون شود قشر تحصیلکرده و رهبران آنها (یعنی کمونیستها) قدرت را به دست خواهند گرفت.
تحلیل فرقان از تاسیس جمهوری اسلامی
فرقان معتقد بود که انقلاب اسلامی مشابه نهضت تنباکو، مشروطیت و ملی شدن نفت است و می گوید پس از پیروزی انقلاب (انقلابی که به اصالت آن حرکت واقعی مردم شکی ندارد.) روحانیت که بدون قصد مردم به شکل کودتا به قدرت رسده اند به علت نداشتن تجربه کافی در امور اجرایی و نداشتن تخصص های لازم در امور فنی و مدیریت، و ارگانهای کشوری از دخالت در اینگونه امور خودداری خواهد کرد و قهرا قشری که بر سر کار خواهد آمد سازمانهای سیاسی مارکسیستی و احتمالا ناسیونالیست خواهد بود.
فرقان کناره گیری روحانیت از مسوولیت ها را ضروری می دانست اما در مورد جانشینی آن نظر خاصی ارائه نمی دهد. زیرا این گروه خواستار سقوط
رژیم شاه است و ضد توحیدی ترین عناصر بدهکار روحانیت می دانست و معتقد بود که باید در حداقل فرصت با توسل به قهر و آتش و سلاح آنان را از میان برداشت تا هم قربه الی الله به دستورات و احکام خدا عمل کرده باشد و هم خلق تحت ستم را از استعمال حاکم نجات بخشد.
در مورد رفراندوم جمهوری اسلامی (که مردم با اکثریت ۲/ ۹۸ رای دهندگان در آن شرکت کردند) در نشریه ای که در فردوین ۵۸ تحت عنوان رفراندوم توطئه استحمار و استعمار منتشر می کنند و مردم را از افتادن بدام این خدعه باز میدارد و می گوید.
اصولا رفراندوم حتی در همان شکل آزادانه اش در کشورهای باصطلاح دمکراتیک هم پایها ی در اسلام محمد ت شیع علی ندارد … استعمار جهانی بکمک عامل اجرای سیاستهای خود در ایران بازی رای گیری به راه می اندازد تا هماهنگونه که در هفتاد و چند سال قبل با تحکیم پایه های مشروطه اسلامی به قسمت سرکوبی و قربانی شدن روشنفکران توده های نا آگاه به سارت چندین ساله رفتند و منافع خارجی تامین گشت این بار هم با بنای جمهوری اسلامی دیگر بار شاهد احیای همه نمودهای پلیدی و زتشی و از همه مهمتر تحمکیم پایه های دیکتاتوری و استبداد قرون و سطائی در جامعه باشیم
انحراف فرقان از تشیع
گرچه در نگاه ابتدایی ممکن است چنین بنظر برسد که این گروه متعهد به اسلام و دستورات آن است ولی با بررسی دقیقتر در این موضوع واقعیت دیگری برای انسان آشکار می گردد.
قرآن می فرماید ان الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره گویا بر خود گروه امر مشتبه شده و خود را دارای اسلام اصیل و راستین میداند و در توجیه به شهادت
رساندن استاد مطهری و انتقادهایی که آن شهید در مقدمه کتاب علل گرایش به مادیگری به طرز تفکر فرقان داشتند می گوید ،
(استاد شهید مطهری) چماق تکفیری ساخت تا بهترین فرزندان اسلام و قرآن را در انزوا قرار داده و نامسلمان معرفی کند افراد مورد نظر او (فرقان) همه ارزشهای اجتماعی خود را در گروه تحقق اندیشه های خداوند و ایدئولوژی توحیدی قرارداده و فقط دهها جلد تفسیر قرآن ایدئولوژیک آن و مسوول گروه که مدتی در حوزه علمیه درس طلبگی خوانده ، تفسیر قرآن، منحرف از اسلام و تشیع باشد
برای پاسخ به موارد زیر توجه می کنیم،
گودرزی درپاسخ سوالی که از او می شود که برای تشخیص وظایف عبادی از چه منبعی استفاده می کند می گوید یک سری از اعمال عبادیب بصورت سنتی انجام می شود و یکسری هم با استفاده از قرآن و متون اسلامی دیگر انجام می دادیم.
و در مورد چگونگی استنباط از احکام و اجتهاد و تقلید می گوید، اجتهاد را به مفهوم تلاش برای شناخت مفاهیم قرآنی و اندیشه توحیدی قبول دارم ولی تقلید را آنهم بدان شکل که در جامعه مطرح است نه و با مراجعه به قرآن و سنت می توان احکام او را استنباط کرد.
و مقدار معلوماتی که برای استنباط احکام نیاز هست می گوید، در مرحله اول مساله شناخت قرآن و اندیشه توحیدی باید مطرح شود و در صورت تحقق این امر احکام هم شناخته می گردد. در مورد سیر مطالعاتی گروه از وی سوال می شود و در جوان چنین می گیود مطالعات من بیشتر روی تفاسیر بوده است و در زمینه های اجتماعی و هم کتابهای زیادی مطالعه کرده ام که از آن جمله می توان کتابهای دکتر شریعتی (آیه الله) طالقانی، و قسمتی از نوشته ها و انتشارات و دفاعیات مجاهدین همچون سعید محسن، حنیف نژاد ، رضایی ها و … را نام برد.

قضاوت با خواننده است که آیا با سیر مطالعاتی بالا می توان به درجه استنباط احکام و صدور فتوای نائل شد.
تصمیمات و فتاوی صادره
گروه فرقان با داشتن مطالعاتی که ذکر شد (که البته تنها مسوول گروه است که در این حد نیز مطالعه داشته والا سایر اعضاء مجریان و مقلدان مسوول گروه بیشتر نمی باشند).
آری با چنین مطالعاتی ، اقدام به تصمیم و صدور فتوای شرعی می کرد. یکی از بزرگترین جنایات گروه به شهادت رساندن آیت الله شهید مرتضی مطهری است و دلایلی که در این مورد ذکر کرده اند به این شرح است وی اصطلاح ماتریالیسم منافق را جعل کرده و در دین اسلام بدعت گذاشته است و از آن چماق تکفیزی علیه بهترین فرزندان اسلام و قرآن ساخته است. دیگر اینکه نامبرده عضو شورای انقلاب بوده و همچنین بدلیل نشوتن کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران که بمنزله همکاری با رژیم طاغوت بوده و مجازات تمام موارد اعلام است.
همچنان که قبلا نیز یادآور شدیم فرقان رفراندوم و مراجعه به آراء عمومی جهت تثبیت نظام جمهوری اسلامی را نیز مخالف اسلام اعلام می کند و کسانی که در اقدام به چنین کاری نقش دارند مهدورالدم اعلام نموده بود و حکم اعدام را برای آنان صادر کرده بود.
در جای دیگر عنوان می کند که ما در برداشت های فکری و ایدئولوژی خود از اسلام هیچ انضمام و انسجامی بین اسلام و روحانیت ندیدیم یا اینکه وجود آخوندیسم مغایر با همه موازین توحیدی و مفاهیم قرآنی است.
قابل ذکر است که فرقان برای صدور حکم اعدام برای هر کس که صلاح می دانسته مشکل چندانی نداشته و با تشکیل جلسات مختصری اقدام می نموده. گودرزی در جواب عملیات نظامی محمد متحدی بود، ایشان با من درباره افرادی که تصمیم می گرفتیم ترور شوند صحبت می کرد، و بعد با افرادی که خودش با آنها تماس داشت، باین تصمیم لباس عمل می پوشاند. و در پایان کار اینجانب اعلامیه آن را نوشتم و به مسوول تبلیغت و انتشارات می دادم.
از گودرزی سوال می وشد گروه از چه زمانی تصمیم به مبارزه مسلحانه گرفت پاسخ می دهد، خط مشی کلی همان مخالفت با نظامات ضد توحیدی و مبتنی بر سلطه استبداد و ظلم می باشد که نهایتا بگونه مسلحانه خودنمایی می کند که این مسئله در رابطه با رژیم قبل مطرح بود(هر چند هیچ اقدام مسلحانه ای علیه رژیم طاغوت انجام نشد) و در رابطه با جمهوری اسلامی موضعگیری و مخالفت از وقتی مطرح شد که روحانیت مدعی رهبری حرکت مردم شد که این امر با پینشهاد حمید نیکنام و رضا یوسفی (از اعضاء گروه) شروع و با موافقت من ادامه پیدا کرد.
ضمنا گروه برای رفع نیازهای اقتصادی و ارتکاب جنایاتش اقدم به سرقت چندین بانک نموده که پول حاصل از آن را صرف تهیه خانه های تیمی و خرید اسلحه کرد.
گروه فرقان از جمله برتریهای خود را بر سایرین ، گذراندن دروه تدوین ایدئولوژی میداند و همواره به شناختی که همراه عمل باشد تکیه می کند (در ضمن از عملی هم که از شناخت ناشی نشده باشد احتراز می جوید) نیز می دانیم که لبه تیز حمله فرقان در کلیه آثار و نیز موضعگیریها و حملات نظامیشان ، مستقیما متوجه روحانیت می باشد که بطوریکه حتی در نشریاتی که چند ماه قبل از پیروزی انقلاب و زمان شاه منتشر می کند از روحانیت حاکم و ارتجاع نام می برد.
در اطلاعیه ای که در مهر ماه ۱۳۵۷منتشر میکند، چنین ادعا می کند که فاجعه سینما رکس آبادان با همکاری سه محور، رژیم پهلوی ، جمله روحانیت حاکم و چپی ها انجام شده
است.

 

منبع: http://motahari.org/

 
[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 20:47 ] [ موسوی ]

خصوصیات استاد شهید مطهری

 

صداقت و خلوص

اولین نکته ای که در زندگی ایشان مشهود است این است که این بزرگوار فوق العاده صادق بوده اند صداقت یکی از مهمترین رموز موفقیت هر انسان است. «رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق» خیلی مهم است ایشان در یکی از نوشته هایشان مدعی شده اند به فرزندشان می نویسند: تاکنون دروغ بر زبان و قلم من جاری نشده است. و خود ایشان در مقدمه کتاب «داستان راستان» وقتی کتاب را تقدیم می کنند به پدر بزرگوارشان مرحوم « آقای آشیخ محمد حسین مطهری» ایشان می فرمایند« الصدق سیف الله فی ارضه و سماء» مفهوم صدق خیلی وسیعتر از این است که کسی فکر کند صدق فقط راست گفتن است. صدق هم شامل راست گفتن است هم راست بودن است.

مرحوم شهید مطهری در تبین دین خود با دنیا معامله نکردند. غرض ایشان امرار معاش و تحصیل معیشت در تبیین معارف اسلامی نبود. خدا رحمت کند مرحوم شهید باهنر فرمودند:

 

من مقابل دانشگاه تهران ایشان را دیدم. کتابی از یکی از فرقه های ضاله اوایل انقلاب چاپ شده بود، ایشان به من گفتند من 2 نسخه کتاب خریدم می خواهم یک نسخه را بدهم به شما یکی دو روز بعد ایشان را دیدم فرمودند به بنده، که من کتاب را تماماً مطالعه کردم و بعد فرمودند اشکالاتش را کنارش یاداشت کردم شاهدم این جاست، به مرحوم باهنر فرموده بودند: این آقایان راجع به توحید نوشته اند ولی من والله تمام زندگیم توحید است.

معامله گری نکردن با دین خدا موجب می شود کلمات از عمق جان سرچشمه بگیرد و آن نکته ای که امام رضوان الله علیه فرمودند: آثار شهید مطهری از یک روش و از یک ایمان سرچشمه گرفته بدون هیچ نوع معضل گویی و مجمل گویی. این یکی از آثار صداقتی است که در وجود مرحوم آقای مطهری حاکم بود. خیلی این حرفهایی که آقای مطهری در کتابشان زدند، دیگران هم زده اند ولی شما وقتی آثار شهید مطهری را می خوانید احساس می کنید یک طعم دیگری را دارد. مثل قورمه سبزی روز عاشورا است. همان موادی را که مادر شما در منزل استفاده کرده اند همان مواد است ولی یک خوشمزگی دیگری دارد. حالا چرا خوشمزه تر است؟ چون آن را با محبت بیشتری پخته اند. آثار شهید مطهری پختگی خاصی دارد که از روح ساده و صاف ایشان سرچشمه گرفته است. یعنی واقعاً با تمام وجودش دوست می دارد شمای جوان راه را پیدا کنید. هیچ نه به دنبال شهرت است نه به دنبال منفعت است نه دنبال کسب امتیاز است نه دنبال حقوق است نه دنبال دلار است، هیچکدام از این حرفها نبود. در نیت پاک مرحوم آقای مطهری! فلذا آثار ایشان زنده است و به فضل الهی زنده خواهد بود. این نکته اول در مورد این بزرگوار که اگر مدتی با آثار ایشان مأنوس شدید به خوبی در وجود خودتان می یابید.

استفاده از قول فکری و قلمی برای تبیین مسائل

نکته دوم، مرحوم شیهد مطهری در فهمنده بودن موفقیت بزرگی بدست آوردند. ایشان به تعبیر آیه الله جوادی آملی حفظه الله، چون فهمنده ی خوبی بودند موفق شدند فهماننده ی خوبی هم باشند. در بسیاری از مسائل مرحوم آقای مطهری عمیقاً فکر کردند. تا چیزی را نمی فهمیدند سراغ مطلب بعدی نمی رفتند. در آثارشان نگاه کنید، من حالا به عنوان نمونه عرض می کنم: شما الان از یک کسی می پرسید آقا جان هدف زندگی چیست؟ ایشان می گوید: هدف زندگی این است: ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. شهید مطهری این سوال را تقسیم فرموده به چهار سوال و بعد از تقسیم به چهار سوال، مشغول جواب دادن شده است. که اولاً اینجا سوال اول این است که هدف چیست؟ درست. سوال دوم این است که زندگی چیست؟ سوال سوم این است که رابطه بین هدف با زندگی چیست؟ سوال چهارم زندگی چه احتیاجی به داشتن هدف دارد؟ وقتی این چهار سوال را بررسی عمیقی ایشان می کند شما خودتان آرام آرام به جواب راه پیدا می کنید. ولی در مرتبه پنجم جواب خواهد داد که هدف زندگی چیست.

در هر موضوعی که وارد شده با همین سبک این بزرگوار وارد شده فلذا وقتی شما آثار ایشان را مطالعه می کنید هم فکر شما احیا می شود و هم دل شما راضی و سیراب خواهد شد. البته علت این که مرحوم آقای مطهری آثارشان این گونه هست به خاطر شدت علاقه است به فلسفه صدرایی. ایشان در حکمت متعالیه واقعاً ذوب شده بودند. خاصیت حکمت متعالیه مرحوم صدر المتألهین شیرازی جمع بین فکر و دل است، جمع بین عقل و قلب است، این خاصیت حکمت متعالیه است. ایشان می فرمودند: من از هیچ کتابی برای تدریس به اندازه تدریس آثار صدر المتألهین لذت نمی برم. این جزء مکتوبات مرحوم شهید مطهری است: مرحوم صدرالمتألهین کوششش در اسفار این بوده که بین مسائل فکری و مسائل شهود قلبی یک تجمعی قرار بده. شهید مطهری این را خوب دریافت کردند. من این جا کار ندارم به مسائلی که مرحوم صدرا در فلسفه و حکمت متعالیه ایشان رسیدند. روی این نکته عزیزان دقت کنید؛ روش برخورد مرحوم شهید مطهری، روش صدرایی بود. غیر از این که محتوای صدرایی را بهره مند بودند، روش صدرایی را خوب دریافت کرده بودند. به همین دلیل وقتی شما آثار ایشان را مطالعه می کنید می بینید استدلال همراه با وجدان است. وجدان همراه با تفکر است. تفکر همراه با گرایشهای ایمانی است. گرایشهای ایمانی همراه با قبول قلبی است. یک چنین چیزی در وجود خواننده به وجود می آید. خود وجدان شما تصدیق می کند مطلب را و این نکته بسیار ظریف است در آثار مرحوم شهید مطهری. خوب لازم بود ایشان برای حل هر مسئله ای هم خوب فکر کند و معلم خوب دریافت بکند. هم قوای فکری را به کار بگیرد، استفاده کند و هم از قوای قلبی و نورانیت باطن. به همین دلیل خیلی از دوستان، ( مثلاً حالا به عنوان نمونه در برخورد با خیلی از معضلات فکری) افراد نوعاً اهل هیاهو بودند. شما یک مدتی که با آثار مرحوم آقای مطهری مأنوس بشوید از این حالت هیاهو راه انداختن در مسائل فکری و فرهنگی نجات پیدا می کنید. هر مسئله ای، حالا مثلاً به عنوان نمونه: شخصی بود ایشان مرحوم شد چند سال قبل، ایشان یک مقدمه ای نوشت بر کتاب دیوان خواجه حافظ شیرازی رضوان الله علیه و اصرار داشت که هر جا جناب خواجه در مورد می و معشوقه و این مقوله ها سخن گفته حتی طرب و مطرب و هرچی، منظورش همین مسائل ظاهری است.

آقا یک جنجالی در دانشگاه تهران، میان مذهبی ها بوجود آمد. شهید مطهری نشستند به دقت تمام نسخه های خواجه حافظ را- آنهایی که در اختیار داشتند مطالعه کردند که همان زمان یک حاشیه ای هم بر دیوان حافظ نوشتند که الان آن حاشیه را انتشار صدرا به چاپ رسانیده، بعد آمدند از متن اشعار خود خواجه پنج تا سخنرانی را استخراج کردند با کمک از کل غزلیات، که اگر جناب خواجه این جا این گونه فرموده است در غزل دیگری این گونه گفته است و شرح غزل را از غزلیات دیگر استفاده کردند و اثبات کردند که این برداشت که مثلاً جناب آقای خواجه حافظ گفته که «ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عشق بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟» منظور از این یار کیست؟ در کل حافظ گشتن و این را تبیین کردند. وقتی آن پنج سخنرانی در دانشگاه تهران عرضه شد، استقبال وسیعی از قشر دانشجو آن زمان ( نسبت به این متن شد) اصلاً جو دانشگاه تهران آن زمان را نسبت به نگاه مادی گرایانه به غزلیات خواجه حافظ عوض کرد. بدون اینکه هیاهویی راه بیندازند. این که  ما در هر مسئله فکری بخواهیم مثلاً با سلاح راهپیمایی برخورد بکنیم نمی شود. بله امام رحمه الله علیه فرمودند: اسلام را همین هیاهوها نگه داشته مثل روز عاشورا، تاسوعا، سینه زنی، دسته های عزاداران آنها بسیار لازم سر جای خودش هم محفوظ. ولی بعضی از موضوعات باید نشست به دقت مورد مطالعه ی دقیق قرار داد. مثلاً یک وقت مسئله حمله به مسائل حقوقی زن شروع شد، خب مرحوم آقای مطهری هم می توانستند مثل خیلی از ایشان خودشان همینطور ابراز نگرانی بکنند و انا لله بگویند و تمامش کنند. یک فشار روحی را از وجود خودشان با ابرازش خارج می کردند، ولی ایشان آمدند مجله «زن روز» آن زمان را برداشتند به دقت مطالعه کردند. به مسئول مجله زن روز، سردبیرش نامه نوشتند فرمودند شما دارید چند شماره هست علیه مسائل حقوقی اسلام شخصی (حالا اسم نمی برم) قلم بدست گرفته مانعی ندارد ایشان بنویسند این صفحه را، منهم صفحه ی مقابلش جواب می نویسم. شش مقاله را مرحوم آقای مطهری نوشتند، نویسنده آن مقالات سکته کرد از دنیا رفت بنده ی خدا، بعد مرحوم آقای مطهری تا سی و شش مقاله ادامه دادند که بعدها آن سی و شش مقاله را جمع آوری کردند شد کتاب «نظام حقوق زن در اسلام».

خیلی جالب است مرحوم آقای مطهری چون همین بخش دوم را فهمنده ی خوبی بود نسبت به مبانی اسلام، اسلام را خوب دریافت کرده بود برخلاف خیلی از دوستانشان که وحشت داشتند از طرح نظریات مخالف، ایشان می فرمودند هر نظریه ی مخالفی.... در این جزوه پیرامون انقلاب اسلامی، این را مطرح کردند، اخیراً هم به نام آینده ی انقلاب اسلامی به چاپ رسیده، صفحه ی آخر این کتاب هست، که ایشان می فرمایند: من به خلاف کسانی که یک مطلبی بر علیه اسلام نوشته می شود وحشت می کنند تازه خوشحال هم می شوم. با این کارشان یک بعد ناشناخته جدیدی از اسلام را آشکار می کنند. منتها به شرط اینکه کسانی باشند که وقتی کسی شبهه ای ایراد کرد آن افراد آن شبهه را جواب بدهند. به همین دلیل خیلی مهم است ایشان دعوت کردند از دکتر امیر حسین آریان پور، دکتر امیر حسین آریان پور بزرگترین مارکسیستی بود که در دانشگاه تهران، مبانی مارکسیسم را تدریس می کرد. ایشان فرمودند: شما بیاید کلاس، بنشینین قشنگ مارکسیست را همان طور که هست بیان کن، بدون یک کلمه کم و زیاد. بعد هم من شروع می کنم مسائل اسلامی را بیان کردن. ولی اگر خواستی بنام اسلام مارکسیسم را بگویی ما تحمل نمی کنیم مقابلت می ایستیم. بی پرده و صریح نظریه ی خودت را بگو. و امروز دانشگاه های کشور ما به این جو بسیار احتیاج دارد که افراد راحت بتوانند نظریات خودشان را بیان کنند به شرط این که کسانی هم باشند آن نظریات را نقد و بررسی کنند در یک فضای فکری عمیق منصفانه، و این یکی از دلایل پویایی آثار مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه بود.

عزیزان اگر با آثار ایشان همراه شوند کم کم این حالت در درون شما هم به فضل الهی احیا خواهد شد. این نکته دوم.

روحیه علمی

نکته سوم مرحوم شهید مطهری به واسطه این که خوب درس خوانده بودند، دقت زیادی در مبانی علمی شان فرموده بودند، در تبیین مسائل علمی، لسانشان، لسان تبیینی بود. یعنی چه لسان تبیین؟ اگر به قرآن کریم دقت کرده باشیم پروردگار عالم راجع به قرآن می فرماید: هذا بیان للنّاس: این بیان است. امام را وقتی می خواهد بیان کند می گوید: فی امام مبین. در مورد قرآن وقتی می خواهد توصیف کند می فرماید: انزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء. کلمه ی « بیان» به معنای باز کردن و روشن کردن و مبین کردن و واضح کردن است. ایشان در هر مسئله ای، چون هم خوب مطالعه می کردند، بعد از مطالعه هم خوب فکر می کردند، این موجب می شد مسئله خوب حلاجی شود. این نکته ی دقیقی است این جا. ایشان در موضوعات مختلف معتقد بودند در هر موضوعی ما حداقل بیست تا کتاب خوب داریم. وقتی می خواستند راجع مسئله ی « نظریه نظام اقتصاد اسلامی» مطلب بیان کنند می نشستند ابتدا کتابهایی که پیرامون آن موضوع بود را جمع آوری می کردند. بعد در خلوت کتابخانه ی خودشان (که خیلی هم دوست می داشتند. وقتی انقلاب پیروز شد نزدیکی هایش بود از ایشان پرسیدند: شما دوست می دارید چه کاره بشوید. فرمودند: من دوست می دارم در کتابخانه ی خصوصی خودم بنشینم، بنویسم و از اسلام عزیز دفاع کنم. بعد که اصرار کردند حالا اگر بنا شد یک جایی را مسئولیتش را به عهده بگیرید. فرمودند: اگر بنا شد مسئولیت به عهده بگیرم مسئولیت صدا و سیما را به عهده می گیرم. یک چنین افق فکری را این بزرگوار داشت.

ایشان مطالعه اشان را می کردند وقتی مطالعاتشان را کردند از روی مطالعاتی که کرده بودند یادداشت برداری می کردند، بعد که موضوعات یادداشت برداری می شد و شروع می کردند روی آن فکر کردن و اشکالات آن را یادداشت کردن نوعاً هم سحرها وقتی در سحرها را اختصاص می دادند برای تفکر. بعد که یادداشت انجام می گرفت شروع می کردند گفتن برای خانواده، چون می دانید گفتن علم خودش موجب تزکیه علم خواهد شد. بعد می رفتند برای شاگردهای خصوصی (مثل همین آقایانی که الان هستند. مثل جناب آقای حداد و دیگران، اینها شاگردهای خصوصی مرحوم آقای مطهری بودند) برای اینها تبیین می کردند. بعد همین بحث را برای شاگردهای عمومی دانشگاه می گفتند. باز یک مقدار اشکال می کردند دانشجوها بچه تر می شد. بعد آن بحث را روی منبر بیان می کردند برای عموم مردم.

یکی از دلایلی که بعضی از مباحث در آثار مرحوم آقای مطهری تکرار شده همین نکته است ولی در هر کلمه ای ایشان یک نکته تازه ای دارند. بعد که این پختگی انجام می گرفت خلاصه و چکیده و عصاره ی این مباحث را یادداشت می کردند می دادند امثال مرحوم آقای محمد تقی جعفری رضوان تعالی علیه و بعضی از آقایانی که الان هم هستند مثل آقای حکیمی، اینها می دیدند، کنارش نکته ای یادداشت می کردند. بعضاً آقای مرحوم مطهری به خودشان اجازه می دادند چاپ کنند خوب دقت بفرمائید چقدر احترام برای اندیشه بشر قائل شدند. اگر خواستید این مقدمه را ببینید، مراحل نوشتن یک کتاب را خود ایشان در مقدمه کتاب داستان راستان نوشته اند که من چگونه کتاب نوشته ام. این یکی از دلایل استحکام مبانی شهید مطهری است. فلذا ایشان یک ادعایی کردند که کمتر کسی جرأت دارد این ادعا بکند فرمودند: من تاکنون چیزی ننوشته ام که بعداً به فکرم بیاید که خلاف اسلام نوشته ام. بلکه ممکن است در یک نظریه ای که داده ام ، هر چه جلوتر رفته ام نظر یه ام عمیق شده باشد. این بواسطه ی استحکام مبانی است. این نکته سوم در آثار مرحوم شیهد مطهری.

و اما اگر شما یک مدتی با آثار مرحوم مطهری مأنوس شدید یک چیزی که ایشان در این ده- پانزده سال آخر عمرشان به آن اشاره کرده بودند در خود ایشان می دیدید این نکته را شهید مطهری در دو کتاب از یک تعبیری به کار بردند: یکی کتاب نقدی بر مارکسیم، که انصافاً از کتابهای بسیار قابل استفاده است. مخصوصاً در بحث فطرت، نکته های لطیفتر در این کتاب هست: کتاب «نقدی برمارکسیم» یکی هم کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام». تعبیر ایشان تعبیر «روح علمی» است. ایشان می فرمایند: عالم واقعی کسی است که صاحب روح علمی باشد بعد خودشان تعریف می کنند. می گویند روح علمی روحی است که معتقد باشد به اینکه هرچه می داند کم است. چون معتقد است که هر چه می داند کم است، دائم در صدد افزایش اطلاعات خودش خواهد بود. دقیقاً این بزرگوار صاحب همین روحیه بود. فکر می کنم این تعبیر را در آثار اقبال، مرحوم شهید مطهری به آن برخورد کرده بود. فلذا شهید مطهری دائماً عطش یادگیری داشت. خیلی مهم است. فقط همین یک اصل را اساتید حوزه ها و دانشگاه ها مراعات کنند، ببینید چه تحول علمی ای ایجاد می شود. این اصل این بود ایشان فرمودند: بهترین استاد کسی است که همواره بهترین دانشجو باشد. خود ایشان دائماً بهترین معلم بود. چرا بهترین معلم بود؟ چون بهترین متعلّم بود. هر هفته می آمدند از تهران، قم درسی می گفتند برای آقایان. طلاب خدمت علامه هم می رسیدند برای حل سوالات علمی شان. شما این جلدهای اصول فلسفه و روش رئالیسم، را ببینید جلد اول چاپ شد جلد دوم، سوم، بعد جلد پنجم چاپ شد، جلد چهارم چاپ نشد. تعجب ای است که چرا جلد چهارم چاپ نشد؟ جلد چهارم بعد از شهادت تنظیم شد و چاپ شد. علتش این بود مباحث جلد چهارم، مباحث قوه و فعل بود، مرحوم آقای مطهری می فرمودند برای خود من هنوز حل نشده است. من چیزی که حل نشده چطوری بردارم بنویسم؟ آن چهار جلد درست شده بود؟ روشن شده بود. علامه را از قم می برند تهران یک هفته (خانواده ایشان فرمودند: صبح تا ظهر، بعد از ظهر تا شب) با علامه مباحثه داشتند. وقتی مشکلات مرحوم آقای مطهری در این باب حل شد مشغول شدن به حاشیه زدن به متن اصول فلسفه در مقالاتی که بعداً تشکیل داده شد جلد چهارم را به چاپ رساند. در جلد دوم مقالات فلسفی ایشان می نویسند: من تخصصم متعلق بوعلی سیناست. هنوز در این منطق اشکالاتی دارم که هنوز حل نشده اگر بیابم کسی را که بتواند این مشکلات را برای من حل کند با کمال تواضع می روم مقابل او زانو می زنم برای یادگیری. در نجف آباد اصفهان آمده بودند سالی برای سخنرانی این قصه را خود ایشان در کتاب سیری در نهج البلاغه بیان کردند به چاپ رسیده است. گفتند وقتی که صبحتشان  تمام شد( صحبتشان راجع به زهد بود.) یک دبیر از دبیرستان های آموزش و پرورش (که هنوز آن دبیر در شهر ما هست) بعد از صحبت مرحوم آقای مطهری به ایشان می گوید: این زهد را که شما این گونه تعریف کردید، این طور تعریف کنیم بهتره. که ایشان می گوید: زهد یعنی برداشت کم برای بازدهی زیاد. شهید مطهری به ایشان می گوید: شما راجع به این مطلب تألیفی هم دارید؟ ایشان می گوید: من یک جزوه تألیف کرده ام. بنا بود شب مرحوم آقای مطهری نجف آباد بماند دنبال این معلم می آید اصفهان درب منزل ایشان جزوه ی ایشان (زهد) را می گیرند بر می گردند نجف آباد برای مطالعه، که شب مطالعه کنند و تحویل این دبیر بدهند. این موجب شده بود که آثار مرحوم آقای مطهری هر وقت شما ورق بزنید با یک نکته بدیع و تازه ای در آثار ایشان مواجه بشوید و لذا اگر عزیزان با مرحوم آقای مطهری انس بگیرند این روح علمی که به تعبیر ایشان معتقد بودند به اصل «ما اوتیتم من العلم الاقلیلا» در دوستان احیاء خواهد شد.

 

منبع: http://ghalameshgh.blogfa.com/

 

[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 20:30 ] [ موسوی ]

 

نمازشب (مصاحبه با حضرت آیت الله خامنه ای)

ایشان هنگامی که به مشهد آمدند گاهی اوقات به منزل ما وارد می شدند البته ایشان در مشهد آشنا داشتند و جا و مکان هم داشتند منتهی به خاطر علاقه ای که من به ایشان داشتم و خودشان هم این علاقه را می دانستند مستقیما به منزل ما می آمدند.اطاقی که ایشان شبها می خوابیدند با یک در فاصله داشت با اطاقی که من شب می خوابیدم ایشان همیشه وقت خواب مقید بود به خواندن قرآن نیمه شب، صدای ایشان را شنیدم که در هنگام تهجد و نماز شب خواندن گریه می کردند. البته نماز شب خوان زیاد داریم. اما نماز شب خوانی که در آن نیمه شب با آن حال اشک بریزد و گریه کند کم داریم. بعدها از دوستان قدیمی ایشان مثل آقای منتظری و دیگران شنیدیم که ایشان از همان زمان طلبگی هم نماز شب می خوانده و اهل تهجد بوده اند.

 

منبع: http://motahari.org/

[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 20:25 ] [ موسوی ]

 

رسول خدا با آنکه پيغمبر بود و مردم توقع نداشتند رأي و نظر آنها را بخواهد

 براي اين که به مردم شخصيت دهد ، همواره با آنان مشورت مي کرد .

 

(حکمتها و اندرزها /ص 120

[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 20:13 ] [ موسوی ]

 

 

وقت آن است که غرب مانند همه زمانهاي ديگر با همه تقدمي که در علوم و صنايع دارد

 فلسفه زندگي را از شرق بياموزد .

 

(اخلاق جنسی/ص 28)

[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 20:11 ] [ موسوی ]
شهید مطهری درباره اندیشه‌های مرحوم علی شریعتی نامه‌ای به امام نوشت که امام پاسخ آن نامه را نداد، حجت ‌الاسلام حسن معلمی ،عضو هیات علمی دانشگاه باقر العلوم ،ماجرای این نامه و شخصیت شهید مطهری را تحلیل کرده  است .

“شهید مطهری از اندیشمندانی بود که به معنای واقعی کلمه به‎روز بود، یعنی علومی را که در حوزه فرا گرفت، در زمان خود به بهترین شکل استفاده کرد و آن علوم را برای زمان‌های بعد از خود نیز کاربردی کرد.

هنوز هم بعد از ۳۲ سال که از شهادت ایشان می‌گذرد، آرای شهید مطهری بین اندیشمندان معاصر و شاگردان علامه طباطبایی در صدر قرار دارد و این مطلب نشان می دهد که ایشان چقدر توانمند بوده که توانسته از فلسفه، فقه، اصول و تفسیر به نحو احسن استفاده کند و وارد مقوله هایی شود که احدی به آن وارد نشده بود.

استاد مطهری در خیلی از جاها قدم اول را برداشته و خیلی عالی این کار را انجام داده و در جاهایی که مرحوم علامه طباطبایی – در معرفت شناسی، فلسفه اخلاق، مسائل سیاسی و اجتماعی و . . . – قدمهای جدیدی برداشته، ایشان خیلی عالی ادامه داده است.

وقتی سراغ شبهاتی می رویم که در زمان ایشان در دانشگاهها مطرح بود و با توجه به این نکته که فلسفه غرب و اندیشه های غربی بیشتر از طریق دانشگاه، وارد فرهنگ ما می شد، بیشتر متوجه کار بزرگ استاد مطهری می شویم.

ایشان وارد دانشگاه شد و در آن محیط، شبهات و آرای مختلف را گرفت و سعی کرد با آن ذخایر دینی، فلسفی، تفسیری و عرفانی خود، با کمال انصاف و آزاداندیشی و بدون هیچ‎گونه تعصب بی‎جا آنها را پاسخ دهد.

از جمله کارهای مهم استاد مطهری در دانشگاه این بود که به‎اندازه‎ای که به آرای فلسفه‎ها و فیلسوفان غرب – توسط کتب موجود یا اساتید دانشگاه – دست یافت، به همان مقدار آنها را به احسن وجه، بررسی و نقد کرد و رسالت دفاع از دین را در زمان خود به خوبی انجام داد.: اساتید، حوزویان و دانشگاهیان ویژگی های استاد مطهری را الگوی خود قرار دهند.

یکی از آن جهات، اعتدال و انصاف بود. یعنی شهید مطهری، اهل افراط و تفریط نبود مثلاً اگر کسی کتابی نوشته بود و حتی مطالب نادرست فراوان هم داشت اگر یک حرف حساب نیز در آن کتاب بود، استاد مطهری از آن یک نکته مثبت به سادگی عبور نمی‌کرد و اظهار می‌کرد که فلان کتاب با همه مطالب نادرستش، فلان مطلب خوب را هم دارد، یعنی خوب را خوب و بد را بد می دانست و کاری نداشت که کتاب را چه‎کسی نوشته، حرف حساب را قبول می کرد و حرف نادرست را نمی پذیرفت.

استاد مطهری این‎طور نبود که بگوید این سخن چون حرف – مثلاً – کانت یا لنین و . . . است پس کاملاً غلط و باطل است، بلکه به هر فیلسوف و متفکری که می‌رسید می‌گفت این نکات مثبت در کلامش است، این دقت ها در فرمایشاتش است و این اشکالات را هم دارد.

ویژگی دیگر، آزاداندیشی استاد مطهری است. یعنی تا جایی که فکر و اندیشه قابل نقد بود، ایشان نقد می‌کرد و آزاداندیشی داشت و این‎طور نبود که خود را محصور به تفکری خاص بکند، مثلاً بگوید اندیشمندان مسلمان هرچه گفتند ما باید از آنها حفاظت کنیم، بلکه گاهی مطالب شیخ ابن‎سینا، ملاصدرا و حتی علامه طباطبایی را نقد می‌کرد. به تعبیر دیگر، ذهن خود را به‎روی مطالب نمی‌بست.

از دیگر ویژگی های استاد مطهری این بود که مطالب دیگران حتی حرفهای مارکسیست ها و ماتریالیستها را بهتر از خود آنها تقریر می‌کرد و سپس نقد و رد می کرد. آن زمان چپی‎ها وقتی می خواستند با آرای خود به صورت کامل آشنا شوند و یا وقتی می خواستند به پیروان خود افکار و اندیشه هایشان را توضیح دهند، می گفتند از اندیشه های شهید صدر و استاد مطهری استفاده کنید. چون استاد، بهتر از خود آنها، حرفشان را توضیح داده بود و خیلی خوب می دانست حرف دیگران چیست و این نکته بسیار مهمی است، یعنی محقق باید ابتدا مطلب دیگری را خوب بفهمد و تقریر درست، صحیح و مناسب از آن داشته باشد و سپس اگر آن مطلب مشکل داشت نقد و رد کند.

از ویژگی های استاد، عمق در نقد و بررسی بود که به عمق کار ایشان برمی‎گشت، همچنین قلم بسیار عالی و بیان بسیار زیبا و روانی داشت که بین شاگردان علامه طباطبایی بی‎نظیر است.

: ویژگی و خصیصه دیگر ایشان که باید الگوی اساتید و محققان باشد، احترام به افراد و شاگردان خود بود تا جایی که می گویند آقای منوچهر بزرگمهر که از شاگردان ایشان بود و تفکرات پوزیتیویستی داشت چند روزی به درس نیامد، استاد جویای احوال شد که گفتند به انگلستان رفته، شهید مطهری پس از مدتی که شنید آقای بزرگمهر به ایران برگشته، رفت دیدن شاگردش. ببینید ایشان به کسی که به درسش می آمد و جزو پرسشگرهای درس بود احترام متقابل می گذاشت. اگر این شیوه را اساتید دانشگاه‌ها در دانشگاه اجرا کنند، چقدر برای جذب افراد و خوش‎بین کردن آنها به اسلام و روحانیت تاثیر دارد.

 

ویژگی و جهت دیگر استاد مطهری عمق علمی او بود. واقعاً بسیار عمیق بود، بیشتر اساتیدی که در آثار شهید مطهری کار می کنند اعتراف می کنند که ایشان وارد هر مسئله‎ای که شده تا آخر رفته و آن مسئله را از همه بهتر تقریر کرده است.

همه شاگردان علامه، به دقت و دید همه‎جانبه ایشان در مباحث مختلف تاکید دارند، البته غرض از بیان این مطالب این نیست که بگوییم مطالب ایشان قابل نقد نیست، بلکه مراد این است که استاد مطهری در هر بحثی که وارد شده اند قدم بزرگ و اساسی را برداشته اند و راه را برای دیگران هموار کرده اند.

جالب اینکه هر محققی که بخواهد وارد بحث جدیدی شود باید ابتدا به سراغ شهید مطهری برود و ببیند چه نکاتی در این زمینه دارد تا بداند بعد از آن چه باید انجام دهد. من خودم چنین روحیه ای دارم، در هر کار علمی، ابتدا سراغ کتب علامه و استاد شهید مطهری می روم تا ببینم این دو بزرگوار چه فرموده اند.

جهت دیگر، معنویت و قدرت روحی ایشان است. استاد مطهری اهل معنویت بود، کسانی که با استاد هم‎حجره و هم‎دوره بودند عبادت، نماز شب، خلوص، تقید و تدینش را کنار قدرت علمی‎اش مطرح می کنند..

شهید مطهری محبت و عشق شدیدی نسبت به اساتید خود از جمله به علامه و امام داشت، و علاقه و اطاعتش از امام بیشتر بود. در جریان نقد اندیشه‌های دکتر شریعتی، بعضی از اساتید، بدون در نظر گرفتن شرایط و مصالح، شروع به نقد افکار وی کردند و کاری نداشتند که آیا این کار در حال حاضر به نفع اسلام و دانشگاه هست یا نه، اما شهید مطهری این کار را نکرد بلکه نامه‌ای به این مضمون که مطالب دکتر شریعتی مشکل دارد، به امام نوشت و کسب تکلیف کرد.ام

امام پاسخ نامه را نداد، لذا ایشان متوجه شد که تکلیف فعلی سکوت است ولی برخی دیگر از اساتید سکوت نکردند و باعث شدند که امام از آنها گله‌مند شود، چرا که امام این کار را به‎مصلحت وقت نمی‌دانست. زیرا دکتر شریعتی در دانشگاهها خیلی نفوذ داشت و نقد او در آن زمان، باعث جدایی حوزه از دانشگاه می شد و به اتحاد حوزه و دانشگاه ضربه می‎زد و بیشترین منفعت را رژیم ستم‎شاهی می برد.

لذا امام در سخنرانی خود اظهار کردند که من از دو گروه گله دارم یکی از دانشگاهیانی که روحانیت را قبول ندارند و یکی روحانیونی که دانشگاهیان را از خود طرد می‌کنند. در این جریان می بینیم که استاد مطهری چقدر تابع امام بود و از اول، سکوت اختیار کرده بود.   متاسفانه دشمن، استاد مطهری را خوب شناخت، شاید بهتر از ما ایشان را شناخت و فهمید باید چه‎کسی را هدف قرار دهد.

من به همه اساتید، حوزویان، دانشگاهیان، دبیران آموزش و پرورش توصیه می کنم آثار استاد مطهری – حتی کتاب داستان راستان- را مطالعه کنند، چرا که کتابهای استاد، پر است از نکات ارزشمند و هرکس می تواند به‎فراخور کار خود از آنها بهره‌مند شود. کتابهای شهید مطهری، بی‎استثنا خوب، مفید، لازم و ضروری است و هرکس بیشتر با آثار استاد آشنا باشد مبانی دینی عمیق اسلامی را بیشتر درک می‌کند.”

انتهای مطلب

منبع خبر :خبرگزاری فارس

[ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ] [ 21:29 ] [ موسوی ]

3 دیدگاه درباره شخصیت شهید مطهری

شاعر و نویسنده حوزه دفاع مقدس گفت: شهید مطهری شخصیتی است كه در دل همه مردم ایران جای دارد ولی متاسفانه در این سالها بجز چاپ تعدادی از كتاب های ایشان، در حوزه هنر كمتر به آن توجه شده است.

«عبدالرحیم سعیدی راد» معتقد است كه در این سالها حوزه فرهنگ و هنر نه تنها در بخش چاپ كتاب های استاد شهید مرتضی مطهری بلكه در مجموع كمتر به شخصیت ایشان توجه داشته است.


وی درباره جشنواره گل واژه های مطهر گفت: شهید مطهری شخصیتی است كه در دل همه مردم ایران جای دارد ولی متاسفانه در این سالها بجز چاپ تعدادی از كتاب های ایشان، در حوزه هنر كمتر به آن توجه شده است؛ چه این كه راجب به ایشان فیلمی ساخته شود یا داستانهایی نوشته شود. در مجموع در مورد شخصیت ایشان كمتر كار شده است.

نویسنده حوزه دفاع مقدس افزود: این جشنواره قدم خیر و مثبتی است كه برداشته شده است. جشنواره گل واژه های مطهر یك گامی است كه برداشته شده و توجه مردم خصوصا قشر هنرمند را به سمت شخصیت فرهیخته ای كه حضرت امام خمینی (ره) جمله ای خاص نسبت به ایشان فرمودند كه «مطهری پاره تن من بود»، نشان می دهد. این فرموده امام نشان از جای كار زیاد روی شخصیت شهید مطهری دارد.

این شاعر كشورمان با بیان اینكه ویژگی ها و تفكرات استاد شهید مرتضی مطهری را باید به طور برجسته به جامعه معرفی كرد، اظهارداشت: می توان در مورد خود شهید مطهری و ابعاد مختلف زندگی ایشان شعر نوشت. درست آنست كه تفكرات شهید مطهری به نوعی برجسته شده و از این طریق به جامعه نمایان شود. مردم با كارها و آثار ایشان آشنا هستند زیرا كتاب های شهید مطهری در این سال ها چاپ شده و در اختیار همه قرار گرفته است و هنوز هم توسعه پیدا می كند ولی هنر یك راهی است كه كمك می كند تا آثار این استاد شهید به شكلی زیباتر برای قشر جوان مطرح و معرفی شود.

سعیدی راد با تاكید بر ساختار تبلیغات جشنواره گل واژه های مطهر، تصریح كرد: این جشنواره با تبلیغات محدودی كه داشت، اما بازخورد و استقبال از سوی هنرمندان شاعر خوب بوده است البته جامعه فرهیخته و قدیمی كه به شخصیت شهید مطهری نزدیك تر بوده اند از این جشنواره بیشتر استقبال كرده اند و انتظار می رود با تمدید زمان جشنواره، شركت كنندگان آثار بیشتری را ارائه دهند.

شهید مطهری هم ردیف مصلحانی همچون اقبال لاهوری است

رضا اسماعیلی گفت: شعر بهترین محمل معرفی شخصیت استاد شهید مرتضی مطهری است اما شاعران نباید تنها بر جنبه روحانی بودن این شخصیت بزرگ تمركز كنند زیرا این شهید بزرگ هم ردیف مصلحانی همچون علامه اقبال لاهوری است.

این شاعر كشورمان افزود: نكته خوبی كه باید در مورد برگزاری جشنواره گل واژه های مطهر به آن اشاره شود اینست كه در خصوص بزرگانی همچون استاد شهید مرتضی مطهری می باشد تا نسل امروز با زندگی این بزرگان شناخت پیدا كرده و با افكار، آثار و سیره عملی آنها آشنا شوند. به طور طبیعی شعر بهترین محملی است كه می توانیم از طریق ابعاد هنری زمینه ای را فراهم كنیم تا نسل امروز، هنرمندان، شاعران و نویسندگان در صحنه حاضر شوند و انگیزه لازم را برای خلق آثار ارزشمند ادبی در این حوزه پیدا كنند.



وی اظهارداشت: استاد شهید مطهری چهره ای بود كه حضرت امام (ره) آثار ایشان را صددرصد تایید كرده بودند. نیاز جامعه امروز است كه شناخت كامل تری نسبت به آثار و افكار شهید مطهری؛ این عالم بزرگ پیدا كرده و آثار این عارف عالی مقام را مورد بررسی قرار دهد.

این شاعر كشورمان با اشاره به تاثیرگذاری استفاده از تفكرات استاد شهید مرتضی مطهری در شعر، تصریح كرد: امیدوارم با شناخت پیدا كردن نسبت به افكار استاد شهید مطهری بتوانیم راه روشن امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی را ادامه دهیم. در این راه شعر می تواند به تحقق این مهم كمك كرده و این راه را هموار كند تا با زبان شعر ما بتوانیم سیمای درخشان و پرفروغ استاد را به جامعه معرفی كنیم زیرا بروی جامعه بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

اسماعیلی با تاكید بر اینكه شاعران نباید تنها به جنبه روحانی بودن شهید مطهری تمركز داشته باشند، افزود: استاد شهید مرتضی مطهری نه تنها به عنوان یك عالم بلكه به عنوان یك مجاهد انقلابی، فیلسوف، سیاستمدار، نظریه پرداز دینی، روشنفكر دینی، مصلح اجتماعی و كسی كه در ایجاد پیوند بین حوزه و دانشگاه نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری داشت، شناخته شده است. این ابعاد باید در شعر شاعران امروز مورد بررسی قرار بگیرد. شاعرانی كه می خواهند چهره این عالم برجسته را به تصویر بكشند به این ابعاد توجه داشته باشند كه تنها به عنوان یك روحانی به استاد نگاه نكنند.

این شاعر كشورمان با بیان اینكه استاد شهید مرتضی مطهری هم ردیف مصلحانی همچون علامه اقبال لاهوری است، اظهارداشت: این بزرگوار می تواند هم ردیف مصلحانی همچون اقبال لاهوری و محمد عبده قرار بگیرد.

اسماعیلی این جشنواره را پل ارتباطی و آشتی نسل دیروز و امروز دانست و ابراز داشت: این جشنواره پل پیوندی است كه نسل امروز را با دیروز آشتی می دهد، بین افكار و اندیشه های نسل 57 و امروز پیوند می زند و قلب ها را به هم نزدیك تر می كند. مقدمه شناخت رهبر كبیر انقلاب اسلامی؛ شناخت بزرگانی همچون استاد مطهری و دكتر مفتح است كه اگر ما واقعا شناخت كاملی نسبت به این بزرگان داشته باشیم در شناخت شخصیت رهبر بزرگمان هم موفق خواهیم بود.

وی آثار استاد شهید مرتضی مطهری را راهی روشن دانست و اظهارداشت: استاد مطهری در كنار تالیفات خود، در حوزه ادبیات هم تعلق خاطری داشتند. ایشان كتاب «تماشاگه راز» را دارند كه در این كتاب شخصیت حضرت حافظ مورد بررسی قرار گرفته است. وی همچنین با نگارش دو جلد كتاب «داستان راستان» علاقه مندی و توجهشان را به ادبیات و تاثیر آن در جامعه نشان داده بودند. استاد شهید مطهری با نوشتن این كتاب ها راه را به ما نشان دادند كه اگر ما می خواهیم در قلوب مردم نفوذ پیدا كرده و در ذهن و زبان مردم جایی را باز كنیم باید این كار را با ابزار هنر و ادبیات انجام دهیم.

اسماعیلی با اشاره به اقتدای شاعران به استاد شهید مطهری در قالب های مختلف شعر، خاطرنشان كرد: امروز شاعران در قالب های مختلف مانند كلاسیك، نیمایی و نو می توانند با اقتدا به استاد شهید مرتضی مطهری راه را هموار كنند تا جامعه را با ریشه ها، تاریخ، فرهنگ و جهان بینی اسلامی بیشتر آشنا كنیم. هنر ادبیات به عنوان پل پیوند می تواند راه را هموار كند و نسل امروز را با آرمانهای انقلاب و حضرت امام خمینی (ره) و ارزشهای انقلاب بیشتر آشنا كند.

تفكرات استاد مطهری ابزاری راهبردی است

فاطمه طارمی از جمله شاعران جوان و تاثیرگذار در عرصه پژوهش ادبیات با ابزار راهبردی دانستن اندیشه های شهید مطهری نیز گفت: تفكرات استاد شهید مرتضی مطهری ارزشمند، راهبردی و راهكار برای خیلی از مسائل است.

این شاعر كشورمان درخصوص دومین دوره از این جشنواره گل واژه مطهر، اظهارداشت: برگزاری و اجرای چنین جشنواره هایی ضرورت دارد. باید به تئوری ها و تفكرات اشخاصی چون شهید مطهری توجه بیشتری كرده و با اشاعه ی اندیشه هایشان برای احیا كردن آنها تلاش كنیم.

وی افزود: وقتی دست به كاری می زنیم باید ملزومات و اسباب آن را هم فراهم كنیم. بخش ابتدایی كار این است كه بدانیم چقدر برای استاد شهید مطهری برنامه ریزی، تبلیغ و اطلاع رسانی می كنیم. وقتی كاری را شروع می كنیم باید تمام و كمال برای آن وقت بگذاریم، آن را برنامه ریزی كرده و اجرا كنیم. با اطلاع رسانی خوب می توان خروجی خوبی هم دریافت كرد.



این شاعر كشورمان با اشاره به این نكته كه برگزاری این جشنواره موجب می شود تفكر و اندیشه شهید مطهری در شعر نو و كلاسیك شاعران به خصوص قشر جوان جایگاه خوبی پیدا كند، تصریح كرد: یادآوری تفكرات استاد شهید به جوانهایی كه كمتر به این مسائل می اندیشند در جامعه شعری ضرورت دارد چون ممكن است به علت یادآوری نشدن دستخوش فراموشی شوند. خیلی خوب است كه به آن توجه و تمركز می كنیم. منتها بایستی سعی داشت كه این كار سطحی برگزار نشود.

طارمی با تاكید بر اینكه متولیان نباید با این كارها دنبال اسم و رسم باشند، اضافه كرد: جوانان نیاز دارند كه گاهی به آنها تلنگرهای شاعرانه ای هم زده شود تا آنها برای سرودن و نوشتن انگیزه پیدا كرده، در این هوا نفس بكشند و قلم بزنند. هم و غم متولیان امر باید بروی این مطلب باشد.

وی تفكرات این استاد شهید را ابزاری راهبردی تلقی كرد و ابراز داشت: تفكرات استاد شهید مطهری واقعا ارزشمند، راهبردی و راهكار در خیلی از مسائل است. ایشان معلم بوده و نگاه عارفانه ای هم داشته اند. معلم بودن كافیست برای اینكه به شخصیت یك انسان بپردازید و آن را تعریف كنید؛ چرا كه عشق پایه و اساس اصلی آموزش است و معلم بودن ایشان به تنهایی كفایت می كند. تفكرات استاد می تواند در شعر هم به زیبایی به نمایش درآید.

فاطمه طارمی در استفاده از تفكرات این استاد در قالب های دیگر شعر در كنار شعر نو و كلاسیك خاطرنشان كرد: قالب های دیگر شعر مانند شعر آزاد، رباعی و دوبیتی از دیگر قالب ها جدا نیستند. نگاه من و همه شاعران حرفه ای به شعر این است كه وقتی تفكر در شعر بنشیند خودش قالبش را پیدا می كند. شعر زمانی كه به سراغ من شاعر بیاید خودش انتخاب می كند كه در چه قالبی بنشیند؛ آیا دوبیتی، رباعی و نیمایی در قالب كلاسیك جا می گیرند، یا اگر رباعی سپید در شعر نو بیاید، چگونه می شود؟ در مجموع از این دو قالب جدا نیست و می تواند با معنا و مفهوم شعر به تصویر كشیده شود.

این شاعر كشورمان با اشاره به تاثیرگذاری استفاده از این تفكرات در اشعار شاعران بروی جامعه اظهار داشت: بحث تبلیغ بسیار مهم است. اگر تقاضای ارسال شعر به موقع به مخاطب اهل خود و شاعران برسد، اشعاری قوی تولید خواهند شد و اگر شعر خوب باشد و تفكرات شهید مطهری را هم در دل خود داشته باشد، تاثیر خود را بر جامعه خواهد گذاشت. اما اگر كار سطحی انجام دهیم و در خروجی كار اشعار خیلی قوی و با مفهومی هم نباشند، تاثیری نخواهد داشت. وقتی اشعار قوی باشند، تاثیرگذاری و خروجی آن چندین برابر خواهد بود، حتی از كلام صادق هم تاثیرگذاری بیشترخواهد داشت.

طارمی با تاكید بر زیبایی بیشتر در استفاده از تفكرات استاد شهید مطهری در قالب شعر، افزود: متولیان این جشنواره به نكته ی خوبی رسیدند. هر مفهومی كه هنرمندانه در قالب شعر به مخاطب ارائه شود، زیباتر و دلنشین تر خواهد بود. حال كه بخواهیم شیوه ی اندیشه های والای استاد مطهری را در قالب شعر ارائه دهیم، اثرگذاری دوچندانی خواهد داشت.

در خاتمه وی با بیان استفاده از تفكرات استاد شهید مرتضی مطهری در نشان دادن جریان مسیر انقلاب، خاطر نشان كرد: همواره هنر كلام، تاثیر فراوانی در مخاطبینش خواهد داشت، چون هر نگاهی را با هنر می توان به شكل زیباتری ارائه كرد. با چه ابزاری بهتر از هنر می توان تفكرات یك فرد انقلابی را ارائه داد؟ این اتفاق – برگزاری جشنواره – نشان می دهد كه به طور یقین مسیر انقلاب در جریان است. وقتی روح تفكرات انقلابی در روح هنرمندان جاری و ساری باشد، مخاطب خود را با او هم مسیر و همراه خواهد كرد تا این تفكرات برایش احیا شوند. پس تفكرات شهید مطهری در عین انقلابی بودن، در قالب هنر هم به شكل زیباتری ارائه خواهد شد و بر مخاطبان تاثیر خواهد داشت.

منبع : http://www.jamejamonline.ir

[ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ] [ 20:57 ] [ موسوی ]
ما با شهید مطهری 45 روز در یک زندان بودیم و من معتقدم که افراد را در دو جا می‌توان به خوبی شناخت که یکی زندان و دیگری سفر است.

وی افزود: در آن زندان 53 نفر از علما و روحانیون نیز حضور داشتند که بسیاری از آنها در سطح بالایی بودند اما در بین آنها شهید مطهری روحیه بسیار عالی داشت و نمی‌گذاشت وقتش به بطالت بگذرد.

آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کرد: شهید مطهری در زندان مشغول بحث و مطالعه و مسائل اخلاقی می‌شد و خیلی مقاوم بود.

وی با بیان اینکه شهید مطهری تمام عمرش را صرف اسلام کرد، اظهار داشت: شهید مطهری نمی‌گذاشت چیزی از وقتش تلف شود و برای همه ما الگو بود.

این مرجع تقلید با اشاره به حضور شهید مطهری در سنگر تعلیم و تربیت گفت: اگر در حوزه علمیه می‌ماند به یکی از مراجع بزرگ تبدیل می‌شد ولی در آن زمان دانشگاه بسیار آلوده بود و ایشان احساس کردند که باید در دانشگاه نفوذ کند و بذر انقلاب را در دانشگاه بپاشد.

راوی : مرجع بزرگ و عالیقدر شیعه آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

[ پنجشنبه یکم فروردین 1392 ] [ 17:33 ] [ موسوی ]
بسمالله‌الرّحمنالرّحیم


یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.


اللّهمّ صلّ علی حبیبتك سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ كن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی كلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.

تبریك عرض میكنم به همهی هممیهنان عزیزمان در سراسر كشور، و به همهی ایرانیان در هر نقطهای از جهان كه هستند، و به همهی ملتهائی كه نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانوادههای شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همهی كسانی كه در راه خدمت به نظام اسلامی و به كشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همهی مسلمانان عالم، مایهی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام...

ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یکم فروردین 1392 ] [ 17:16 ] [ موسوی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

 


الهم صل علی محمد و آل محمد

خدمتي كه مطهري به نسل جوان كرد،كم كسي انجام داده است.

كسي را سراغ ندارم كه بگويم بي استثناء آثارش خوب و انسان ساز است.

"امام خميني(ره)"

 

آرشیو مطالب